۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاطمه معتمد آریا» ثبت شده است

مادران ماندگار سینمای ایران روی پرده نقره‌ای

 

مادران ماندگار سینمای ایران روی پرده نقره‌ای

شخصیت مادر در سینمای ایران به خصوص پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی به جایگاه اصلی خود دست یافت و از این رو هنرمندان و فیلمسازان متعدد، شمایل مادر را با جزییات و ویژگی‌های منحصر به‌فردش بر روی پرده نقره‌ای به تصویر کشیدند.

جایگاه مادر در فرهنگ و تاریخ ایران زمین و سراسر دنیا همواره جایگاهی رفیع و دارای قداست بوده و از همین رو نگاه افراد جامعه نسبت به این گوهر ناب همیشه با احترام همراه بوده است. سینمای ایران نیز به دلیل این فرهنگ ناب و ارزشمند همواره نگاهی ستایش آمیز به مادران دارد. وقتی صحبت از فیلم‌ های سینمایی به میان می‌ آید که محوریت قصه آنان بیشتر بر پایه حضور یک بازیگر زن در نقش مادر است، ناخودآگاه تصویر تعداد کثیری از بانوان هنرمند این سرزمین در اذهان هر ایرانی تداعی می شود. مادرانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی تلاش کرده اند تا تصویری حقیقی و دلنشین از مادران اصیل، دلسوز و فداکار ایرانی و مسلمان را از خود به یادگار بگذارند. هرچند که هنوز هم آنچنان که باید در سینمای ما، پرداخت مناسبی نسبت به این موضوع مهم صورت نگرفته‌است و  در صورت تأمل و تعمق بیشتر اهالی سینما می توان کاراکترهایی به یادماندتی تر از مادران این مرز و بوم خلق کرد.

در این گزارش به بهانه سالروز درگذشت زنده یاد رقیه چهره آزاد که از مسن ترین و به یادماندنی ترین مادران سینمای ایران است، به واکاوی برجسته ترین مادران سینمای ایران پرداخته ایم:

 آرامگاه رقیه چهره آزاد

زنده یاد رقیه چهره آزاد در فیلم سینمایی مادر به کارگردانی زنده یاد علی حاتمی، در سینمای ایران شاید تنها نمونه کاملی باشد که شخصیت یک مادر ایرانی را به تصویر کشید. مادری که در واپسین روزهای عمرش تمامی فرزندانش را که مدتی است از یکدیگر دور افتاده اند در حریم امن خانه و خانواده دور یکدیگر جمع می کند و به آنها خصلت های نیک زندگی را می آموزد. نگاه نوستالژیک علی حاتمی در این فیلم باشکوه شاید یکی از دلایل عمده ای باشد که هر مخاطبی را با این اثر شگفتی ساز همراه می کند. رقیه چهره آزاد در این فیلم نقشی را بازی کرد که هرگز از خاطرها پاک نخواهد شد. نقش مادر در فیلم مادر علی حاتمی از آن قبیل نقش ها بود که به هیچ وجه از خاطره ها محو نخواهد شد، این بازیگر با آن صورت مهربان گزینه مناسبی برای این نقش بود و نخستین فردی به شمار می رود که در اذهان هر عاشق سینمایی به عنوان مادر تداعی می شود.

 

 

زنده یاد حمیده خیرآبادی بازیگر دیگری است که در برخی محافل سینمایی لقب مادر سینمای ایران به وی اتلاق می شود. بازیگری که شاید در صدها فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی در نقش مادران مهربان، اصیل و فداکار ایرانی ایفای نقش کرده است و همواره نقش هایش با اینکه شبیه به یکدیگر بوده اند، هیچ گاه مخاطب را از خود خسته و آزرده خاطر نساخته اند چرا که بازی دلنشین وی احساس نوستالژیک را در تمامی مخاطبان آثار این بانوی هنرمند پدید آورده و باعث می شود که رنگی از کلیشه در بازی هایش دیده نشود. صورت مهربان و لبخندهای مادرانه‌اش از او سیمایی ساخته که تصویر ذهنی همه ما از مادر ایرانی را کامل می‌کند، مادری احساساتی، زودرنج و مهربان که سعی می‌کند اختلاف‌های فرزندانش را حل کند. چادر نمازی که خیرآبادی همیشه بر سر دارد به یکی از ویژگی‌های کاراکتر او تبدیل شده، با این چادر او شمایل یک مادر سنتی و ایرانی را به خود می گیرد.

انتخاب یک اثر سینمایی از میان صدها فیلمی که زنده یاد خیرآبادی در آن ها ایفای نقش کرده است به هیچ عنوان کار آسانی نیست. به ویژه آنکه بازی های درخشان وی در بسیاری از سریال های تلویزیونی از جمله مجموعه ماندگار پدر سالار نمی تواند در این گزارش انتخاب شود! اما در این میان اجاره نشین ها به کارگردانی داریوش مهرجویی یکی از فیلم های این بانوی هنرمند است که در آن به خوبی هرچه تمام تر در نقش یک مادر مهربان، فداکار و اصیل ایرانی به ایفای نقش پرداخت. مادری که مانند همه مادران ایرانی در پی آن است که همه را با یکدیگر آشتی دهد و با کدبانو گری اش تمامی همسایگان اش را مانند یک فرزند زیر پر و بال خود بگیرد.

 

زنده یاد پروین دخت یزدانیان نیز یکی دیگر از مادران آشنای سینمای ایران است. نقشی که پروین دخت یزدانیان در نقش بی بی در سریال قصه های مجید به کارگردانی کیومرث پوراحمد ایفا کرد از خاطر بچه هایی که در دهه ۶۰ خورشیدی به دنیا آمدند و در دهه ۷۰ خورشیدی کودکی شان را سپری کردند، پاک نشده است و هنوز این نقش در ذهن دهه شصتی ها جاودانه است. این بازیگر توانا جدا از این اثر ماندگار تلویزیونی در بسیاری از فیلم های سینمایی از جمله: مهریه بی بی، خواهران غریب، شرم و صبح روز بعد نیز در نقش مادر مهربان، اصیل و فداکار ایرانی ایفای نقش کرده است که هیچ یک از آن ها تا ابد از اذهان مخاطبان جدی سینما پاک نخواهند شد اما در این میان بازی این بازیگر توانا در فیلم صبح روز بعد به کارگردانی کیومرث پوراحمد تصویری دلنشین تر از دیگر آثارش است تا آنجا که وی برای بازی در این فیلم سینمایی برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش دوم زن از یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیز شد.

 

زنده یاد جمیله شیخی نیز یکی دیگر از مادران ماندگار سینما و تلویزیون ایران به شمار می آید که توانست شمایل مادری با شخصیت متفاوت را برای مخاطبان ایرانی متصور شود. حضور جمیله شیخی در فیلم مسافران بهرام بیضایی نقشی بود که به خاطر ویژگی هایی که این نقش داشت، کاراکتر مادر در انحصار جمیله شیخی قرار گرفت. بازی بی نظیر و دلنشین این بانوی هنرمند تا سالیان متمادی در یاد تمامی عاشقان سینمای ایران باقی خواهد ماند.

 

 

گلاب آدینه دیگر بازیگر توانمند سینمای ایران محسوب می شود که در فیلم های بسیاری در نقش مادر حضور داشته است اما بازی وی در ۳ فیلم سینمایی مهمان مامان به کارگردانی داریوش مهرجویی، زیر پوست شهر به کارگردانی رخشان بنی اعتماد و وقتی همه خواب بودند به کارگردانی فریدون حسن پور از تأثیرگذارترین و به یادماندنی ترین نقش هایی است که از شخصیت مادر در سینمای ایران به یادگار ماند.

گلاب آدینه در زیر پوست شهر به خوبی توانست از عهده ایفای نقش یک مادر زحمتکش برآید و یکی از ماندگارترین نقش‌های تاریخ سینمای ایران را خلق کند. او مادری‌ است با دست‌های پینه‌ بسته و دلسوز که به هیچ عنوان حاضر نیست، فرزندان خود را برای لحظه‌ ای، آشفته ببیند. مهمان مامان اما ورقی دیگر از بازی این هنرمند در نقش یک مادر است. مادری از طبقه فرودست جامعه که مانند تمامی مادران اصیل ایرانی، برای خانواده اش حرمت، احترام و شخصیت قائل است و مانند تمامی بانوان ایرانی می خواهد، بهترین مهمان نوازی را از مهمانان خود داشته باشد. تصویری حقیقی از یک کاراکتر آشنا که هر ایرانی اصیل در کنار خود چنین شخصیت هایی را به وفور دیده و آن ها را درک کرده است. این بانوی هنرمند در وقتی همه خواب بودند، نیز نقش پیرزن مهربانی را ایفا می کند که شاید تنها آرزویش دیدار خانه خداست و در نهایت به صورت تلویحی به زیارت کعبه نائل می شود.

 

 

سوسن تسلیمی یکی دیگر از مادران سینمای ایران است که باوجود فیلم های نه چندان زیاد اما توانست نام خود را در سیاهه مادران ماندگار سینمای ایران به یادگار بگذارد. آنچه بیش از همه کاراکتر نایی‌جان در باشو غریبه کوچک را در یاد ماندنی می‌کند، وجه اسطوره‌ای این زن است. زنی که نمادی از زمین و زندگی هم هست. او است که باشو (عدنان عفراویان) را در پناه خود می‌گیرد و جای خالی مادری را که جنگ از او گرفته، پر می‌کند.

بهرام بیضایی در شخصیت پردازی نایی‌جان، نگاه ویژه‌ای به زن و جایگاه تاریخی آن دارد. زنی که با همه اطرافیانش تفاوت دارد و زبان طبیعت را خوب می‌شناسد. این وجوه ویژه و خاص می‌توانست نایی‌جان را به یک کاراکتر تصنعی و غیرقابل باور تبدیل کند اما توجه به جزئیات شخصیت پردازی و نزدیک کردن نایی به زندگی و تمرکز روی ارتباط او و فرزندانش باعث شد، نایی‌جان، هم کاراکتری قابل باور و تاثیرگذار از کار در آید و وجوه اسطوره‌ای یک زن یا مادر را با قدرت به نمایش بگذارد. بازی قابل توجه سوسن تسلیمی در این نقش، خاطره‌انگیز و در یاد ماندنی است. او حس مادرانه را در چشمانش و احساسات و عواطف زنانه را در چهره‌اش با هنرمندی منعکس کرد. باشو غریبه کوچک اگرچه درباره پسر جنوبی و جنگ زده‌ای است که آرامش را در شمال کشور پیدا می‌کند اما در حقیقت ستایشی از مادر ایرانی و جایگاه و منزلت او در تاریخ و فرهنگ کشورمان است.

 

 

فاطمه معتمدآریا دیگر بازیگری است که در بسیاری از فیلم های سینمایی در نقش مادر ایفای نقش کرد اما در این میان ۳ نقش وی در فیلم مهر مادری به کارگردانی کمال تبریزی، گیلانه به کارگردانی رخشان بنی اعتماد و اینجا بدون من به کارگردانی بهرام توکلی بسیار تأثیرگذارتر و باورپذیرتر از دیگر نقش هایش بوده است.

فیلم گیلانه، تأثیر جنگ را بر خانواده ای که مادری نگران و درد کشیده، بار تمام زندگی را بر دوش دارد و بعد از فلج شدن پسرش در جنگ و رفتن دامادش به دلیل بروز جنگ، باید تلاشی مستمر اما نه چندان مفید را برای حفظ و بقای خانواده ای ناامید کند، نشان می دهد. تصویری دردناک اما حقیقی از یک مادر ایرانی که تمامی فشارهای زندگی را یک تنه به جان می خرد و می خواهد، برای فرزندان خود هر جان فشانی را که لازم است، انجام دهد.

 

 

بیتا فرهی این فرصت را داشته که نقش ۲ مادر ویژه را بازی کند. در کیمیا، شکوه در بحبوحه جنگ، نوزادی را نجات می‌دهد و در پناه حس مادرانه نسبت به او آرامش پیدا می‌کند. شکوه، مادر واقعی کیمیا نیست، اما احساس و عاطفه او نسبت به این دختر که بخشی از جوانی او و گذشته‌ای است که در جنگ جا مانده باعث می‌شود، پدر واقعی دختر، رضا (خسرو شکیبایی) کیمیا را به شکوه بسپارد. در سکانس نخستین دیدار رضا با کیمیا اضطراب و دل‌نگرانی شکوه از مواجهه پدر و دختر و بیم مادرانه او به خاطر از دست دادن کیمیا به خوبی در بازی این بازیگر دیده می‌شود.

اما بازی فرهی در خون‌بازی یکی از بهترین بازی‌های کارنامه او به شمار می رود. سیما زنی تحصیلکرده و مرفه است که بحران اعتیاد دخترش او را در موقعیت روحی شکننده‌ای قرار می دهد. سیما از ضمن آنکه تلاش می‌کند تا سارا (باران کوثری) را به زندگی پیوند بزند از طرفی مقابل سماجت و رفتارهای عصبی و پرخاشگرانه‌اش مستأصل می شود. این استیصال و رنج مادرانه را به خوبی در بازی بیتا فرهی می‌توان دید. رنج مادرانه و ناتوانی سیما در مواجهه با سارا در بازی فرهی تبلوری مادرانه پیدا کرده است. سکانسی که او مجبور است به سارا موادمخدر بدهد، تکان‌دهنده و تاثیرگذار از کار درآمده است.

 

مریلا زارعی در فیلم سینمایی شیار۱۴۳ به کارگردانی نرگس آبیار نیز یکی از تأثیرگذارترین، بازیگرانی است که اگرچه خود هنوز در دوره کهنسالی قرار نگرفته اما در نقش یک مادر شهید ایفای نقش می کند. بازی روان، یکدست و بی غش این بازیگر توانمند در برانگیخته شدن احساسات تمامی مخاطبان این اثر سینمایی تأثیر شگفتی می گذارد. زارعی در این فیلم نقش مادری را ایفا می کند که تنها فرزندش را به جبهه می فرستد و بیش از ۳ دهه انتظار می کشد تا فرزندش باز گردد اما در نهایت با پیکر فرزندش مواجه شده و با صبر و بردباری مثال زدنی با این مصیبت کنار می آید. شیار ۱۴۳ بعد از مادر دومین مادرانه مهم سینمای ایران است، مادرانه ای از نوعی دیگر با بازی درخشان بازیگر توانا مریلا زارعی...

 

 

هنگامه قاضیانی با بازی در ۳ فیلم سینمایی من مادر هستم به کارگردانی فریدون جیرانی، به همین سادگی به کارگردانی سید رضا میرکریمی و بشارت به یک شهروند هزاره سوم به کارگردانی محمدهادی کریمی دیگر بازیگری است که تاکنون توانسته در نقش مادر بدرخشد و تصویری حقیقی و در جایی شاید کمی متفاوت از مادران واقعی و دلسوز ایرانی را از خود به یادگار بگذارد.

یک روز زندگی طاهره در فیلم به همین سادگی، نزدیک به روزهای همیشگی مادران ایرانی است. روزهایی که شاید در ظاهر خسته کننده، کسالت بار و تکراری به نظر برسند اما برای مادران ایرانی که دل در گروه مهر همسر و فرزندان شان دارند، هیچ چیز به تکرار نمی رسد و آن ها عاشقانه به زندگی خانوادگی شان عشق می ورزند و با تمام قدرت و توان مانند تمامی مادران اصیل و مسلمان ایرانی در کنار فرزندان شان هستند.

 

 

۱۰ دی ۹۸ ، ۱۰:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مجید غلامرضایی

زندگی نامه فاطمه معتمد آریا

 

فاطمه معتمدآریا متولد 7 ابان سال 1340 در شهر تهران است او بازیگر سینما ایران است. پدرش فرمانده ایستگاه آتشنشانی محله دزاشیب شمیران بود.

همکاری با کارگردانان معروف

او در فیلم های کارگردانان معروف ایرانی همچون بهرام بیضایی، رخشان بی اعتماد، بهمن فرمان آرا، ایرج طهماسب و محسن مخملباف ایفای نقش کرده است و بسیار مورد ستایش قرار گرفته است.

 

 

شروع فعالیت هنری

او از سال 1353 وارد کانون پرورش فکری کودک و نوجوان شد. در سال 1355 به عنوان هنرجوی هنر در دانشسرای هنر قبول شد که در نهایت در سال 1358 فارغ التحصیل شد. همزمان در گروه تائتر دانشجویان در دانشکده هنرهای زیبا هم فعالیت داشت.

فاطمه معتمد آریا و همسرش

 

 

ازدواج با حامد احمد و پسرش نریمان

فاطمه معتمدآریا در سال 1360 با حامد احمد ازدواج کرد و حاصل ازدواج آنها یک پسر به نام نریمان است. پسرش فیلمساز است.

پسر فاطمه معتمد آریا

 

ماجرای خواستگاری فاطمه معتمدآریا از همسرش

در خانه یکی از دوستانم بودم و دیدم همسرم با یکی پابرهنه در حیاط بازی می کند و پرسیدم کیست؟ گفتند که تازه از سوئد آمده و با سواده … من هم گفتم ببینم چقدر سواد دارد و مقداری راجع به سینما و ادبیات حرف زدیم و چند روز بعد مادرم گفت یکی از دوستانت زنگ زده که صدایش مثل آلن دلون است.

چند دفعه ای همدیگر را دیدیم و بعد از دو ماه به احمد گفتم با من ازدواج میکنی؟ گفت من باید برگردم سوئد. گفتم ولش کن حالا بیا یک سال با هم زندگی کنیم لااقل کمیته ما را نمیگیرد. اگر نخواستی بعد از یک سال جدا میشویم.احمد گفت فکر خوبیست. باید چه کنم؟ الان برویم پیش پدرت؟

گفتم:برویم.

یک موتور هوندا داشت؛ سوارش شدیم و آمدیم نیاوران. پدر من آدم منظم و بادیسیپلینی بود. ناگهان دید یک آدم ژولیده آمده جلوی در.

گفتم:دوست من میخواهد با شما حرف بزند.

گفت:بفرمایید.

احمد گفت:من آمدم خواستگاری دخترتان.

پدرم گفت:شما پدر و مادر ندارید؟

احمد گفت:پدر نه اما مادر دارم.

پدرم گفت:پس تشریف ببرید و با مادر بیایید !

و بالاخره با احمد ازدواج کردم و الان 35 سال است با هم زندگی میکنیم.

فاطمه معتمد آریا و همسرش

 

عروسک گردانی و نخستین فیلم او

او با عروسک گردانی در مجموعه مدرسه موش ها در سال 1360 شروع به فعالیت کرد. متعاقب آن در سال 1362 سریال محله برو بییا ضبظ شد. فیلم جدال در سال 1364 نخستین فیلم او بود. پس از آن در سال 1365 در فیلم جهیزیه ای برای رباب و تحفه ها بازی کرد.

 

فاطمه معتمد آریا

 

نخستین سریال وی

در سال 1369 نخستین سریال تلویزیونی اش را با عنوان گل پامچال بازی کرد، او نخستین زن عضو هیئت مدیره خانه سینما است.

 

فاطمه معتمدآریا با بازی هایی که در کنار ایرج طهماسب و حمید جبلی داشت بسیار معروف تر شد. این سه با همکاری در فیلم هایی مانند کلاه قرمزی و پسرخاله، کلاه قرمزی و سروناز، دختر شیرینی فروش، یکی بود و یکی نبود و زیر درخت هلو یکی از موفق تبرین گروه های هنری در سینمای ایران هستند.

جنجال در برنامه هفت 

در برنامه جمعه شب برنامه هفت در تاریخ 8 بهمن سال 1389 که امین تارخ به عنوان مهمان در آن برنامه حضور داشت مصاحبه ای با فریماه فرجامی انجام شد که در آن مصاحبه فریماه فرجامی حال و روز خوشی نداشت و گفت که فاطمه معتمدآریا فردی مغرور است که خودش را می گیرد. در واکنش به پخش این مصاحبه، تارخ به حمایت از فاطمه معتمدآریا برای فریدون جیرانی و برنامه او اظهار تاسف کرد. بعد از آن رخشان بنی اعتماد در بیانیه ای این گونه تخریب شخصیت را محکوم کرد و سپس شورای تهیه کنندگان و دیگر اصناف هنری هم این حرکت برنامه هفت را محکوم کردند. او در برنامه بعد از معتمدآریا معذرت خواهی کرد ولی گفت که پخش این مصاحبه از ظرفیت جامعه هنری ایران بیشتر بوده است.

 

ممنوع التصویر شدن فاطمه معمتدآریا

فاطمه معتمدآریا در خرداد سال 1389 در جشنواره کن بدون حجاب و با مچ بند سبز دیده شد که باعث شد ممنوع التصویر شود. او تا زمستان سال 1392 ممنوع التصویر بود و در این مدت در دو فیلم قصه ها و پریناز بازی کرد و پروانه نمایش گرفتند و فیلم قصه ها در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. معتمداریا در واکنش به این خبر، شعور و درک بالای مسئولان فرهنگی دولت یازدهم ایران را از عوامل بازگشت به سینمای ایران به دوران قابل احترام خود معرفی کرد.

 

 فحاشی به فاطمه معمتدآریا در کاشان

در تاریخ 4 بهمن سال 1394 فاطمه معتمدآریا و کاوه ابراهیم پور، کارگردان فیلم یحیی سکوت نکرد به کاشان رفتند و در مراسم اکران فیلم گروهی معترض به آنها فحاشی و ناسزاگویی کردند و خواستار خروج آنها از شهر شدند که با کمک نیروی انتظامی جلسه به روال عادی برگشت. فاطمه معتمدآریا در این مورد گفت :

من با اینکه کسی با کار من و حرفه‌ام و حتی خود من مخالف باشد مشکلی ندارم ولی رفتارهای تهاجمی، توهین، بی‌احترامی، دروغ، تهمت و بی‌قانونی را نمی‌پذیرم و این اتفاقی است که در آنجا افتاد و من علاقه‌ای هم به بیان و شرح جزئیات اتفاقات ناخوشایند ضدفرهنگی ندارم.

به گفتهٔ کاوه ابراهیم‌پور، بعد از پایان جلسه، هنگامی که آن‌ها سوار اتومبیل شده بودند، چند نفر از مهاجمان روی سقف اتومبیل آن‌ها رفته و قصد داشتند با شکستن شیشه‌ها وارد خودرو شوند که نیروی انتظامی مانع آن‌ها شد. در پی این حادثه وزیر ارشاد، رئیس سازمان سینمایی، رئیس خانه سینما، شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران و شماری از هنرمندان سینما واکنش نشان داده و آن را محکوم کردند.

۱۱ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۰۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مجید غلامرضایی